تحلیل مدل کسب و کار

مدل کسب و کار، منطق اصلی ایجاد ارزش برای مشتری و راه کسب درآمد شرکته. مدل کسب و کار شامل مجموعه ای از فعالیتهای شرکت، نحوه انجام اونها، زمان‌انجام و نحوه بکارگیری منابع میشه که جهت ایجاد ارزش برتر برای مشتریان و قرار گرفتن در جایگاه مناسب در بازار به کار گرفته میشه. از طرف دیگه، داستان منطقی از اینه که مشتریان شما چه افرادی هستن، ارزش مد نظرشون چیه و چطوری با ارزش آفرینی برای اونها میشه کسب درآمد کرد. فلسفه اصلی تحلیل مدل کسب و کار اینه که مدل کسب و کار برتر عامل ایجاد امکان رهبری در بازاره.

براساس تعریف چسبرو و همکارش تو سال ۲۰۰۲، مدل کسب و کار برتر به عنوان عامل ارتباط بین‌محصولات و خدمات و ارزش اقتصادی ایجاد شده برای شرکن عمل می کنه. بریم ببینیم شامل چه مراحلی میشه.

مرحله اول شناخت ارزش ارائه شده به مشتری

باید ارزش مورد نظر از نگاه مشتریان هر بخش بازار شناسایی و تعریف بشه. آقای پورتر ارائه کمترین قیمت، ارائه خدمات متمایز و برآورده کردن نیازهای مشتریان در یک بازار خاص رو به عنوان سه مورد اصلی ایجاد ارزش برای مشتری معرفی می کنه.

مرحله دوم تحلیل مشتریان هدف

تو محیط رقابتی پیچیده امروز، سازمانها باید به تحلیل کامل نیازها و پتانسیل رشد هر بخش هدف و ایجاد رابطه بین ارزشهای قابل ارائه و نیازها و مشخصات مشتریان هدف بپردازن.

مرحله سوم شناخت رقبا

باید به طور مستمر و منسجم وضعیت رقبای سازمان رو تحلیل کرد. یعنی بعد از شناخت رقبا باید ارزش ارائه شده توسط رقبا و مشتریان هدفشون شناسایی و تحلیل بشه.

مرحله چهارم ارزیابی زنجیره ارزش و مدل هزینه ای

شامل مجموعه فعالیت هاییه که دنبال خلق ارزش برای مشتریه. تک تک اجزای زنجیره ارزش شرکت با رقبای مستقیم مقایسه میشه. تو این مرحله منابع کلیدی برای
ایجاد مزیت و خلق ارزش برای مشتری شناسایی میشن (منابع خلق ارزش: منابع انسانی، فیزیکی مثل کارخونه، مالی، دانش مثل نوآوری و تکنولوژی، منابع سازمانی مثل فرهنگ‌و ساختار و منابع ادراکی مثل برند و سلیقه).

مرحله پنجم ارزیابی شبکه ارزش

زنجیره ارزش به مرزهای سازمان خلاصه نمیشه و شبکه ای از مشتریان، تامین کنندگان، همکاران‌تجاری و حتی رقبا رو شامل میشه. پس باید خیلی دقیق بررسی بشه.

مرحله ششم شناسایی مدل درآمدی بنگاه

مدلهای درآمدی مختلفی مثل هزینه خدمات، لایسنس، فرانشیز، تبلیغات، کامیشن و … وجود داره که هر بنگاهی متناسب با شرایط خودش میتونه از اونها استفاده کنه. اما باید اطمینان داشت که اولا حتما درآمدها بالاتر از هزینه ها هستن و ثانیا بنگاه میتونه در مقایسه با رقبا، نسبت درآمد به هزینه بالاتری داشته باشه. بهتره که میانگین نسبت های مالی در صنعت مد نظرمون رو بدونیم و در صورت امکان، صورتهای مالی خودمون رو با رقبا مقایسه کنیم.

مرحله هفتم تعیین عوامل کلیدی موفقیت

برای کسب و تضمین مزیت رقابتی ضرورت داره. چهار منبع اصلی مزیت رقابتی شامل این موارد میشه:
ویژگیهای خاص یک صنعت، عوامل ناشی از استراتژیهای شرکت، خصوصیات ناشی از عوامل محیطی مثل تغییرات تکنولوژی و اقتصادی و عوامل ناشی از نیازهای داخلی بنگاه.

مرحله هشتم تحلیل مقایسه ای تمام عوامل در قیاس با رقبا

تو مرحله آخر، تموم عوامل که بالا ذکر شد درمقایسه با رقبا تحلیل میشه و نقاط ضعف و قوت سازمان در هر مورد از عناصر مدل کسب و کار شناسایی میشه. رفقا اون مدلی که ۹ تا سگمنت داره و خیلی ازش صحبت کردیم و باهاش برخورد داشتید، بوم مدل کسب و کار آقای استروالدره.

قلبا امیدوارم اینروزا بگذره تا شاید به درک درستی از جایگاه و موقعیت خودمون و تاثیری که در زندگی دیگران داریم، برسیم.
به یادگار از زبان شاملو:
مرا تو بی سببی نیستی، به راستی صلت کدام قصیده ای
ای غزل؟
ستاره باران کدام سلامی به آفتاب از دریچه ی تاریک؟
کلام از نگاه تو شکل می بندد.
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!

مُخلص
@startup_30T

پست های مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست