آیا ماجرای سیلی که چرچیل نزد را شنیده اید

آیا ماجرای سیلی که چرچیل نزد را شنیده اید؟

آلمان هیتلری طی یک حمله برق‌آسا خاک فرانسه را اشغال کرد و نیروهای نازی، مغرورانه در خیابان شانزه‌لیزه رژه رفتند.

شخص آدولف هیتلر درحالیکه نامش ترس و واهمه بر اندام متفقین انداخته بود، وارد پاریس شد و به اتفاق ژنرال‌های برجسته خود در کنار ایفل عکس یادگاری گرفت.

دولت بی‌سرزمین فرانسه ناچار جلسات کابینه را در خاک الجزایر تشکیل داد و درحالیکه هیچ رسانه‌ای برای مخابره اخبار کشورش در دست نداشت، از خبرگزاری بی‌بی‌سی کمک خواست.
پیشروی‌های هیتلر در مرزهای شرقی هم ادامه داشت. هدف بعدی آلمان، تسخیر کامل انگلستان بود. بدون کوچک‌ترین تاخیری، بیش از هزار جنگنده و بمب‌افکن‌های آلمانی مواضع و بنادر انگلستان را هدف قرار دادند و سه ناوگان از پنج ناوگان هوایی آلمان برای نابودی کامل انگلستان به کار گرفته شد.

در همان آغازین مراحل حمله، پنج ناوشکن انگلیس غرق شد و بلافاصله عملیات موسوم به عقاب از طرف آلمان آغاز شد. حملات و هجوم بر کارخانه‌ها و هواپیماسازی‌های انگلستان در بنادر مختلف آن از جمله بیرمنگام و. در دستور کار قرار گرفت و انگلستان در مدت کوتاهی بالغ بر چهرصد جنگنده و بیش از دویست خلبان خود را از دست داد.

چهارصد بمب‌افکن آلمان مواضع مختلفی را در لندن در هم کوبیدند و به مدت شصت شب پیاپی، لندن بمباران شد. دامنه این بمباران‌ها به سایر شهرهای انگلیس نیز کشیده شد و شهرهای کاونتری، لیورپول، منچستر و. به‌طور کامل در هم کوبیده شد.

شدت انفجارها به‌حدی بود که ساکنین لندن لرزش آشکار خیابان‌ها و ساختمان‌ها را به چشم خود می‌دیدند و صفیر مرگ، همچون مکنده‌های پرقدرت آنها را در کام خود می‌کشید.

در آغاز دسامبر همان سال، بار دیگر حملات آلمان متوجه بنادر انگلستان شد و پس از آن شهرهای صنعتی مانند شفیلد، منچستر، گلاسکو و. بمباران شد.

درحالی‌که همه‌چیز ازدست‌رفته تلقی می‌شد وینستون چرچیل در میان اوج استیصال و نامیدی مردم بر مواضع جنگی سرکشی می‌کرد، پیام‌های امیدبخش می‌داد و جلسات کابینه را برای تمشیت امور به‌صورت فوق‌العاده و فورس‌ماژور برگزار می‌کرد.

در عزیمت به یکی از آن جلسات با راننده خود از مسیری غیرمجاز بود که پلیس لندن، جلوی خودرو را گرفت و با صدور فرمان برگشت، گفت از مسیر قانونی تردد کنید. این مسیر غیرمجاز است .

راننده اتومبیل با معرفی سرنشین عالیمقام به پلیس، یادآوری کرد که مواظب رفتارش باشد، ایشان وینستون چرچیل است. پلیس گفت: قانون بالاتر از چرچیل است. برگرد! .

چرچیل شخصا به راننده دستور برگشت داد و با خوشحالی ضمن اینکه پلیس را تحسین می‌کرد، گفت: ما پیروز می‌شویم. چراکه اینجا قانون بالاتر از چرچیل است . او به گوش پلیس لندن سیلی نزد و انگلستان پیروز شد.

#مالک_رضایی
@psychomod

پست های مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست